
+
نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 1:28 PM توسط shayan
|
![]()
دل هیشکی مثل من، غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه، همه مردن تو دلم
مثل گنجيشکای بی، لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا، جای من نیست که برم
با تو بودن خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن مثل مهر سرنوشته
دیگه اسم تو رو هی، زمزمه کردن
واسه من نه تو میشه، نه فرقی داره
بارونه، از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه، همش میناله
میگه هیشکی مثل من، غربت اینجارو نداره
زندگی، ارزش این، همه اشکا رو نداره
دل هیشکی مثل من، غربت اینجا رو نداره
دیگه حرفای علاقه، همه مردن تو دلم
مثل گنجيشکای بی، لونه و بی جای محله
دیگه هیجا تو درختا، جای من نیست که برم
با تو بودن، خیلی وقته که گذشته
بی تو بودن، مثل مهر سرنوشته
بارونه، از سر شب همش میباره
تو گوشم داد میزنه، همش میناله
میگه هیشکی مثل من، غربت اینجارو نداره
زندگی، ارزش این، همه اشکا رو نداره
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 9:35 AM توسط shayan
|
![]()
آن دم که باران می بارید و قطره های آن بر روی گونه ام مینشست تو را یافتم!
تو همان قطره بارانی بودی که بر روی چشمانم نشستی ، قطره ای پر از محبت و
عشق!
آن لحظه احساس کردم آن قطره ، قطره اشکم است که از چشمانم سرازیر شده !
اما آن یک قطره باران بود ، قطره بارانی که مرا عاشق کرد....
از آن لحظه هر زمان باران می بارید به زیر باران میرفتم بدون هیچ چتر و سرپناهی ...
باران می بارید و من خیس خیس در زیر قطره هایش می نشستم تا دوباره تو را
احساس کنم....
یک لحظه بغض گلویم را گرفت و قطره های اشک از چشمان سرازیر شد ....
قطره های اشکی که بوی باران میداد !
گویا یکی از آن قطره های اشک ، همان قطره باران بود که در چشمانم نشسته بود!
احساس کردم چشمانم عاشق شده اند ، عاشق باران و لحظه های بارانی...
حس غریبی بود .....
حسی که میگفت این قطره های اشک فرشته ایست که از آسمان بر گونه های من
میریزد....
یک لحظه چشمانم را به آسمان دوختم ، در میان شاخه های درختی که در زیر آن
ایستاده بودم تو نشسته بودی و چشمان خیست را به من دوخته بودی...
تو بودی که اشک میریختی و قطره های اشکت همراه با باران بر گونه های من
میریخت....
آری آن قطره از اشکهای تو بود نه از قطره های باران!
آن زمان بود که عاشق باران شدم ، عاشق تو و لحظه های بارانی
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 7:41 AM توسط shayan
|
![]()
قسمت نشد











فرصت نشد بمونمو از تو نگه داری کنم
گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برام
اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درده برام
گفتم صداتو نشنوم ندیده از پیشت برم
پشت سرم زاری نکن
چی کار کنم مسافرم
من میرم ولی باز تو بدون همیشه
یاد تو از خاطر من فراموش نمیشه
صنمم خوب میدونی بی تو تک و تنهام عزیزم
اگه تو نباشي بهو نت زود میمیرم
نامه رو تا تهش بخون
گریه نکن گريه نکن
طاقت بیار نامه رو خط خطی نکن
دو جمله هم دووم بیار
باور نکن یه بی وفام نامه میزارم و میرم
نه!!!؟
قسمت زندگیم اینه
به کی بگم مسافرم
سهم من از تو دوریه
تو لحضه های بی کسی
قشنگیه قسمت ماست که ما به هم نمیرسیم
همیشه زنده میمونن
با یاد تو ترانه هام
منو ببخش اگه بازم اشگ هات چکید رو نامه هام
دیگه تموم شد فرصتم
خاطره هام پیشت باشن
تموم خاطرات خوش
يادت باشه به شايانت چي قول دادي؟
+
نوشته شده در شنبه سوم فروردین 1387ساعت 3:12 AM توسط shayan
|
![]()