تبليغاتX
My Angel

آغاز یک گفتار ناپایان و بی انتها.آغازی که شروعش با ماست و اتمامش با خدا.کجاست پایان عشق که گویند آنجا را غمی نباشد در جانها،که آن پایان را ندیده است جز آن ...

 

می شود آیا که اوج آرزوهایم شوی

یا کلید سبز فردای معمایم شوی
با کمند مهر بالاتر روی تا قصر ماه
قهرمان قصه و شعر و غزلهایم شوی
چشمهایم خیره خاکستر صد آرزوست
تا بیایی و غم امروز و فردایم شوی
من به سوگند و سکوت آخرین دل بستم
می شود تا محرم شبهای رویایم شوی
تا تماشایم کنی صد بار جان خواهم سپرد
آرزومندم شبی محو تماشایم شوی
 

 

خوشا روزی به امیدت نشستن

به چشمانت دخیل عشق بستن
خوشا در زیر باران گریه کردن
و تنها با خدا در هم شکستن
خوشا در آرزویت جان سپردن
خوشا از دوریت ارام مردن
خوشا با یاد عشق نازنینت
جهان را با غمش از یاد بردن
خوشا چشمان نازت را ربودن
خوشا هر روز در یاد تو بودن
خوشا دل را به عشقت تکیه دادن
تمام عمر عشقت را ستودن

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 6:59 AM توسط shayan |

 

اين روزها حال و هواي ديگري دارم
از زندگي برداشتهاي بهتري دارم

در اين كه بهتر مي شوم شكي نكن…هر چند
يك مرد غير عادي ام : جن و پري دارم !

من دكترم يا شاعرم …چيز مهمي نيست
تو فرض كن در كوچه تان آهنگري دارم !

صد سال پيش از اين تو در اين كوچه رقصيدي
امروز من آهنگ رقص بندري دارم

دار و ندارم اين دو خط شعر است… مي بيني ؟!
اما به نرخ روز چشمت را خريدارم !

ديروز دزديدم سرم را … جراتم كم بود !
امروز اما جراتِ كلّه خَري دارم !

من با خدا مشكل ندارم… اينكه مي سوزم -
- مجرم تويي ! … توي جهنم دلبري دارم !

ديگر دم از تلخي نزن ، شيرين زباني كن !
گفتم كه من برنامه هاي بهتري دارم !

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 2:7 PM توسط shayan |