تبليغاتX
My Angel

آغاز یک گفتار ناپایان و بی انتها.آغازی که شروعش با ماست و اتمامش با خدا.کجاست پایان عشق که گویند آنجا را غمی نباشد در جانها،که آن پایان را ندیده است جز آن ...

اي كاش اجازه نوشتن داشتم!!!!

+ نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 6:20 AM توسط shayan |

 

روزهایی بنام گذشته رو دوست ندارم،فرداهایی بنام آینده رو دوست ندارم و اما امروز،خسته هستم باید

چشمهام ببندم تا اینکه خوابم ببره یا شاید وانمود کنم که خوابم

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 6:25 PM توسط shayan |

روز اول شوخی شوخی جدی شد!!!!

شوخی ترین جدی عمرم ‌ دوست داشتن تو بود

و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو شد!!!!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:23 AM توسط shayan |

چندتا شمع روشن کنم تا مشکلت حل بشه و برگردی آخه دلم ......

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 4:31 AM توسط shayan |

                          

پروردگارا !

به من آرامش ده، تا بپذيرم...

 آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم .

دليري ده، تا تغيير دهم آنچه

را كه مي توانم تغير دهم.

بينش ده، تا تفاوت ايندو را بدانم .

و مرا فهم ده، تا متوقع نباشم به اين

كه مردم دنيا بايد مطابق ميل من رفتار كنند. 

                         

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 5:27 AM توسط shayan |