+
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 6:20 AM توسط shayan
|
![]()
روزهایی بنام گذشته رو دوست ندارم،فرداهایی بنام آینده رو دوست ندارم و اما امروز،خسته هستم باید چشمهام ببندم تا اینکه خوابم ببره یا شاید وانمود کنم که خوابم
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 6:25 PM توسط shayan
|
![]()
روز اول شوخی شوخی جدی شد!!!! شوخی ترین جدی عمرم دوست داشتن تو بود و جدی ترین شوخی عمرم از دست دادن تو شد!!!!!!
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 11:23 AM توسط shayan
|
![]()

چندتا شمع روشن کنم تا مشکلت حل بشه و برگردی آخه دلم ......
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 4:31 AM توسط shayan
|
![]()
پروردگارا ! به من آرامش ده، تا بپذيرم آنچه را كه نمي توانم تغيير دهم . دليري ده، تا تغيير دهم آنچه را كه مي توانم تغير دهم. بينش ده، تا تفاوت ايندو را بدانم . و مرا فهم ده، تا متوقع نباشم به اين كه مردم دنيا بايد مطابق ميل من رفتار كنند. 
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 5:27 AM توسط shayan
|
![]()